الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

53

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

و همين روايت را شيخ كلينى رحمه الله در فروع كافى از زراره و نيز عياشى از بريد عجلى نقل كرده‌اند . توضيح : اگر چه اخبار خاصه همچون اخبار عامه در اين باره كه : آيا ذبيح اسماعيل بوده است يا اسحاق ؟ مختلف است ، و لكن اخبارى كه دال بر اين است كه ذبيح اسحاق بوده ، قابل اعتماد نيست و بايد طرح شود ؛ زيرا مخالف آيات قرآن است و بنا به نصّ اخبار صحيحه چنين رواياتى از درجه اعتبار ساقط است . شيخ صدوق رحمه الله روايات دستهء دوّم را نيز به خاطر صحت سندشان مردود ندانسته است ، و لكن اين‌گونه بين مجموع روايات جمع نموده است كه اگر چه قربانى ، اسماعيل بوده و لكن از آن جهت كه اسحاق پس از تولد و اطّلاع يافتن بر داستان برادرش اسماعيل همواره آرزو مىكرد كه : اى كاش ! او نيز مانند برادرش قربانى كوى دوست مىشد و همچون او با احراز مقام رضا و تسليم در برابر حق تعالى به مرتبه و درجهء برادر نائل مىگرديد . و خداوند از اين نيت پاك و خالص او آگهى يافته از اين‌رو او را در ميان فرشتگان ذبيح ناميده است . و فرموده : كه در كتاب ( النبوّة ) روايتى با سند متصل از امام صادق عليه السلام در اين خصوص نقل كرده‌ام . « 1 » لكن اين جمع با توجّه به روايات وارده در اين زمينه مشكل به نظر مىرسد ، چرا كه خبر ابوبصير تصريح دارد بر اين‌كه ذبيح اسحاق بوده ، چنانچه در كافى آمده : « گويا من به مادر ذبيح نگاه مىكردم در حالى كه او مىگفت : پروردگارا ! مرا به خاطر رفتاربدى كه با مادر اسماعيل كردم كيفرمكن و هنگامى كه ساره - مادر اسحاق - به نزد فرزندش آمد اثر زخم كارد را بر گردن او ديد « 2 » - تا آخر خبر - » . و چنانچه اخبار ذبح اسحاق را حمل بر تقيه مىنمود وجه صحت داشت ؛ زيرا

--> ( 1 ) - من لا يحضره الفقيه : 2 / 231 / ح 2278 . ( 2 ) - كافى : 2 / 209